With confidence, Leo said, Mr. Anderson, I want to sell your bread in my town, but I don't have money to buy it upfront.
ترجمه فارسی
لئو با اعتماد به نفس گفت: آقای اندرسون، من میخواهم نان شما را در شهر خودم بفروشم، اما پول ندارم که آن را از قبل بخرم.
مخفی کردن